بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

چند سخن به عنوان دفاع از روحانيت يك مقام ارشد

خوانندگان محترم و عزيز، خصوصاً اصحاب قلم و رسانه زيدعزهم

سلام عليكم

با احترام بسيار، چه زيبا و طرب‌انگيز خواهد شد اگر گردانندگان رسانه‌های پرشمار و مكتوب سنتی و ديجيتالی كه به نوعی با استناد به نوشته‌ی اين قلم با عنوان؛«آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی چه گفت»، سعی كردند تا چهره‌ی آشنای انقلاب اسلامی و همسنگر ديرين نايب امام زمان عليه‌السلام را، به نوعی مخدوش بسازند، بدون خطاب خاص از سوی صاحبان حق قانونی، خود، برابر قانون مطبوعات و عرف رسانه‌ای، نسبت به درج اين جوابيه، اقدام مقتضی را مبذول فرمايند :

سخن اول – به فضل الهی، سعی نگارنده و همچنين گمان او تا كنون بر اين بوده است كه به نرخ روز نان نخورد و قلم را دكان نپندارد و از نفاق دوری جويد و از دروغ بگريزد و نگويد به‌جز آنچه را كه حق می‌داند، و ننگارد مگر جملاتی را كه مفيد فايده می‌ا‌نگارد، و نرود راهی را به غير از صراط مستقيم شهيدان والامقام و جليل‌القدر، و ان شاءالله و با دعای خير اهل دعا، خداوند منان منت بنهد و توفيق حركت به سوی قلل رفيع اين خصال آسمانی را، روزيش بگرداند.

بنا بر آرزوهای بلندی كه برخی از آن‌ها را مستحضر شديد، سعی اين عبد سراپا تقصير درگاه پروردگار، براين بوده است كه در دولت‌های پنجگانه‌ی هاشمی‌رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد، محاسن و معايب را بدون كم و زياد به تصوير كشانيده و هم و غم خود را مصروف ساخته است كه انتقاد را آن‌گونه كه بايد باشد، انجام بدهد و تخريب و عيب جويی را به نام نقادی به جامعه تحميل نكند. در هيچ‌كدام از دولت‌ها پستی نداشته است و ندارد، بنابراين خوف و حزنی بر دلش سايه‌ افكن نيست. ابلاغ نمايندگی وی را در دوره‌های چهارم، پنجم و هفتم مجلس شورای اسلامی، قطعاً و يقيناً مردم جيرفت و عنبرآباد امضاء كرده‌اند و به ظاهر هم، آنان نيز در انتخابات هشتم، لغو فرموده‌اند، پس اگر قرار است منتی هم بپذيرد، مردم سزاوارند نه دولت‌ها. البته كه طمعی نيز ندارد زيرا به خوبی واقف است كه قدرتمندان چپ و راست و اين جناح و آن جناح، نامبرده را با زبان صريح و قلم تيزش، برنمی‌تابند.

سخن دوم –ارادت اين قلم به آيت الله هاشمی‌رفسنجانی بر می‌گردد به بهار 1358(30سال پيش) و مدرسه‌ی مباركه‌ی فيضيه‌ی قم كه برای اولين به صورت مستند و بيانی شيوا، نقاب ار رخسار كريه منافقين برداشت و لبخند رضايت را بر لب‌های مبارك حضرت امام قدس‌سره، نشانيد.

محبت و اميد مانند ما به او، از جنس تملق رايج از قدرتمندان نيست، چون‌كه برهمگان روشن است كه زادسرجيرفتی در اوج قدرت سياسی و اجرايی رئيس جمهور دولت سازندگی، به عنوان نماينده‌ی مجلس شورای اسلامی، منتقد جدی و قوی پاره‌ای از عملكردها و سياست‌های آن دولت و رئيسش بوده است. انتقاداتی را كه در آن زمانه اين طلبه‌ی بسيجی از رئيس جمهور اسبق كه فرمانده‌ی جنگ و دفاع مقدس بود، مطرح می‌كرد از جايگاه نماينده‌ی مجلس خطاب به رئيس جمهور ‌بود، نه از شأن علی زادسر، كه زادسر هرگز چنين جايگاهی برای خود قائل نبوده است و نيست.

درست به ياد دارد كه در همان دوران اين مهم را به صورت مكتوب و حضوری تسليم حضور شريف هاشمی‌رفسنجانی كه رئيس جمهور بود، داشت كه پاسخ شنيد (نقل به مضمون) : «آقای زادسر به خدا قسم كه نطق‌ها، نامه‌ها، مواضع و مصاحبه‌های شما كه آدمی می‌فهمد كه از سرصدق، اعتقاد و دلسوزی هستند، در نزد من، به مراتب شيرين‌تر هستند از گفته‌ها و نوشته‌های كسانی كه من می‌دانم جهت خوش‌آمد، ايراد می‌كنند و به رشته‌ی تحرير در می‌آورند. حالا چرا بعضی‌ها بين شخصيت‌حقيقی و حقوقی افراد، تفاوت قائل نمی‌شوند، خدا داناتر است.

 شأن نماينده‌ی مجلس به عنوان چشم و گوش و زبان ملت مسلمان ايران نقادی از رئيس جمهور، وزيران و ديگر مقامات سه قوه بود و هست. مخاطب نقدهای دلسوزانه و خيرخواهانه‌ی علی زادسر، رؤسای جمهور كشور بوده‌اند، نه هاشمی‌رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد، و شخصيت حقيقی آنان. دليل اين‌كه بعضی‌ها نقد از رئيس دولت سازندگی را، با ابراز علاقه به آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و دفاع از حرمت حضرتش، در تضاد می‌بينند و فاعل آن و عامل اين را به نفاق، تملق، سياسی‌كاری و وادادگی و از اين قماش متهم می‌كنند، چيست، خودشان بايد پاسخ بگويند، ما معتقد به انجام تكليف هستيم و مطمئناً تكليف قبل از انتخابات با تكليف بعد از انتخابات يكی نيست، نقد رئيس جمهور وقت با حمايت از او در انتخابات بعدی در تضاد نبوده و نخواهد بود، كما اين‌كه ما نسبت به آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، چنين بوده‌ايم و چنانچه باز هم براين مدار تكليفی را احساس كنيم با اعتقاد راسخ فاعل و عامل آن خواهيم شد و از ملامت ملامت كنندگان نهراسيده و تقيه‌ی نادرستی را كه بهانه‌‌ای است برای اهل گريز ار عمل به انجام تكليف، پيشه نخواهيم ساخت.

سخن سوم _ سخن سوم دو پرسش است كه مخاطب اصلی آن‌ها، تكذيب كنندگان قول هاشمی‌رفسنجانی (اعتقاد من همان است كه در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانيت بحث شد)، می‌باشند كه عبارتند از :

اول - خلاف واقع‌گويی حضرت آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام را از كجای نوشته‌ی اينجانب با عنوان "آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی چه گفت"، استخراج كردند كه با تمسك به آن، اين‌همه به كسی كه ولی امر مسلمين و نايب امام زمان عليه‌السلام، در باره‌اش فرمودند: «هيچ كس برای من هاشمی‌رفسنجانی نمی‌شود»، كه آشنای قديمی و قبل از انقلاب اسلامی، والسابقون‌السابقون، اولئك‌المقربون، نيز می‌باشد، تاختند!. چطور دلشان راضی شد كه با چنگ انداختن به اين جمله كه (اعتقاد من همان است كه در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانيت بحث شد)، هاشمی‌رفسنجانی را، آن‌گونه معرفی بكنند!؟.

به نظر می‌رسد كه جمله‌ی مورد اشاره‌ی آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، جلسه‌ای را در جامعه‌ی روحانيت مبارز تهران دامت بركاتهم، پيرامون انتخابات دهم رياست جمهوری، تأكيد نكرده و امضاء نمی‌كند، بلكه ناشی از گزارشی است كه آقايان آيت‌الله امامی‌كاشانی و حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی كه هر سه بزرگوار  از اعضای برجسته‌ی آن جامعه می‌باشند، در جلسه‌ی بعد از اجلاس مجمع تشخيص مصلحت نظام، بيان فرموده‌اند. علاوه بر آنچه كه ذكر شد، سخنان جناب حجت‌الاسلام نواب و جناب آقای باهنر، در تأييد مطالب آن سه عضو محترم جامعه‌ی روحانيت مبارز نيز، بر اطمينان رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، بر انشای چنان جمله‌ای، افزوده است.

مخلص كلام و بيانات پنج عزيز مذكور هم اين بوده است كه مقرر شده كه چهار نفر به عنوان داور انتخاب بشوند، تا يكی از چهار نفر مطمح نظر را مشخص كنند.

 آن برداشت ناصوابی را كه برخی به خوانندگان خود القاء نمودند و بلافاصله، آن پرسش‌‌های خاص را، از خوانندگانی خاص، جويا شدند، همان جواب‌هايی را كه آنان فرموده‌اند، داشته است.

خوب اين عزيزان بزرگوار كه ارادت بنده را به خودشان وقوف دارند، چه خوب بود كه يك تلفن می‌زدند، كه جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی، منظورتان از بيان اين جمله ؛ (اعتقاد من همان است كه در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانيت بحث شد)، چه بوده است، و از رئيس محترم مجلس خبرگان رهبری می‌پرسيدند، شما كه طی يكسال گذشته در جلسه‌ی جامعه‌ی روحانيت مبارز حضور پيدا نكرده‌ايد و تا اين لحظه هم (ده روز قبل)، هيچ‌گونه بحث رسمی در آن جامعه، راجع به آن چهار نفر، يعنی آقايان حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و دكتر ولايتی و دكتر لاريجانی، نشده است، پس اين جمله را به چه منظور بيان داشته‌ايد؟. اگر چنين می‌كردند، با ظن قريب به قطع، پاسخ می‌شنيدند كه : «جريان از اين قرار است كه آقايان نواب و باهنر به من گفتند كه جامعه‌ی روحانيت راجع به اين چهار نفر هم بحث خواهد كرد و البته از من خواستند كه در اين خصوص يكی از داوران نيز باشم كه بنده قبول نكردم و گفتم، كه اگر فقط يكی از اين چهار بزرگوار نامزد بشوند، من نيز به سهم و وسع خويش كمك و حمايت می‌كنم».

آيا آنچه را كه با استناد به يك حرف(حرف "ه") و نه يك كلمه، چه رسد به يك جمله، با آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، انجام دادند، به گمان خود، حمايت از برادر گرامی جناب آقای دكتر احمدی‌نژاد بود و يا مخالفت عملی و واقعی با جناب ايشان؟، خوب است كه به افكار عمومی مراجعه شود.

دوم – اين قلم به دستان محترم، حتماً حضرت آيت‌الله امامی كاشانی را قبول دارند، از حضرت ايشان سؤال می‌كردند كه آقا جريان از چه قرار بوده است. از آقايان حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی، صحت و سقم مطلب را جويا می‌شدند، اگر برداشت خود را با واقع منطبق می‌يافتند، آنگاه بر پيكر نام و عنوان رياست محترم مجلس خبرگان رهبری، شلاق كلمات را فرو می‌آورند و تازيانه‌ی اتهام را می‌زدند.

به راستی چرا تيتر يك آن‌ها، يكی‌ از اين‌ها، نشد :

1- روابط من با آية‌الله خامنه‌ای، هم عاطفی است و هم معرفتی و هم سياسی و هم كاری.

2- من و آقای خامنه‌ای با سياست عجين شده‌ايم.

3- من جهت عمل به نظرات و تصميمات متخذه از سوی ايشان (حضرت آية‌الله معظم خامنه‌ای كبير) به عنوان رهبری، عندالله حجت شرعی و قانونی دارم.

4- تكرار می‌كنم كه طی حداقل پنجاه سال گذشته در اين كشور دو نفر از من و آقای خامنه‌ای به يكديگر نزديك‌تر، كسی را نمی‌شناسم.

5- ما هرگز از هم جدا نخواهيم شد.

6- تأسف و تأثر هاشمی رفسنجانی و اوج غم و غصه او از اين‌كه چرا مجيزگويی و چاپلوسی و پست‌خواهی به هر قيمتی، تا بدين حد پيشرفت كرده است.

آری اين است اعتقاد ما كه قطعاً و يقيناً انقلاب شكوهمند و مقدس اسلامی، هرگز فرزندان خود را نمی‌خورد، زيرا نهضت مقدس امام خمينی كبير قدس‌سره، از جنس انقلاب‌های ديگر كه در تاريخ ثبت شده‌اند، نمی‌باشد، بنا براين همانند آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی و استاد گرامی حجت‌الاسلام‌والمسلمين ناطق‌نوری و . و . ، اگر چه ممكن است احساس كنند كه عرصه برآنان تنگ شده است و خدای‌ناكرده فضا برای حضور و بركت آنان به اندازه‌ی شأن و تجاربشان وجود ندارد، اما مطمئناً اينان همانند گذشته همچنان نقش‌آفرينان و تأثيرگذاران مراحل مختلف انقلاب اسلامی خواهند بود.

حسن ختام اين مقال را با اين مصرع مزين می‌كنيم كه؛

«ما زياران چشم ياری داشتيم»،

 بدان اميد كه اين پندار ما مبنی بر ياری ياران، غلط نباشد، و اكرام اركان نظام اسلامی و احترام مصاديق «والسابقون السابقون، اولئك المقربون» را از وظايف دينی و ملی خود بدانيم و . . .

والسلام عليكم و علی عبادالله‌الصالحين

طلبه‌ی بسيجی،  علی زادسرجيرفتی

«جهت عدم رضايت نگارنده، استفاده از اين مطلب بدون ذكر مأخذ و منبع آن، www.zadsar.ir خلاف اخلاق مطبوعاتی و رسانه‌ای است».

دیدگاه‌ها   

#1 اسفندیار صفری 1393-07-19 19:07

با سلام نکات جالب و مخلصانه بیان فرموده اید. به ویژه زیبا و دلنشین شأن نوشته اید. از سوی دیگر رعایت بزرگان را نیز کرده اید. جزاکم الله
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...