|
عاشقان عيدتان مبارك ويژه نامهی ميلاد نور صلی ا . . .عليه و آله وسلم. ويژه نامهی ميلاد امام صادق عليهالسلام .هديهی اين پايگاه اطلاع رسانی به مناسبت ولادت با سعادت محمدبن عبدالله عليه آلاف التحية والثناء (17 ربيعالاول)، و ولادت با سعادت رئيس مذهب حضرت امام صادق عليهالسلام (17 ربيعالاول)،، كه بر جملهی اهل اسلام و ايمان در ايران و جهان مبارك باشد دامه . . ..
بسم الله الرحمن الرحيم بلغ العلی بكماله-كشفالدجی بجماله- حسنت جميع خصاله- صلوا عليه و آله به قلم علی زادسرجيرفتی پروردگارا، چه ظلم بزرگی بر ساحت اقدس ستارهی فروزانی كه درخشید و ماه مجلس شد، روا میشود كه ظلومی جهول، مركب قلم را در جادهی كاغذ به تاخت و تاز واداشته است تا دربارهی او كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، بنگارد، یعنی كسی كه: الف) برابر فرمایش صریح ذات اقدس احدیت جلّت عظمته، نگار اختصاصی حضرت حق است كه فرمود : «يا ايتهاالنفس المطمئنة، ارجعی الی ربك راضية مرضية» و به یمن وجود ذیجود و بیبدیلش است كه قرآن با افتخار نقل میكند كه: «لقد من الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبین» (آل عمران/ 164) »، خداوند بر مومنان منت نهاد - نعمت بزرگی بخشید- هنگامی كه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشكار بودند. ب) او را به عنوان منت كه نعمت واسعهی تو بر بندگانت میباشد، فرمان دادهای تا اولاً، آیات روشن و انسانساز قرآن مجیدت را كه «هدی للناس» است تلاوت فرماید و ثانیاً، مربی كسانی باشد كه مصداق سخن بلند و عمیق قرآن هستند كه فرمود: «قد افلح من زكیها(شمس/8)» و «قد افلح من تزكی(اعلی/14)» و ثالثاً، كتابت را كه او را «ام الكتاب» خواندهای، به مؤمنان دین مبینت كه اسلام عزیز است تعلیم دهد. ج) برابر مستندات غیرقابل خدشه از حضرات ائمهی هدی صلواتالله عليهم اجمعين، پیامبران اولواالعزم و معصوم علیهم صلواتالله، در سختترین شرایط و آشكاراترین معجزات خویش، دست به دامان ساحت اقدس و اطهرآن مقام رفیع و مرتبهی منیع شدند و از مشكلات رهايی میيافتند كه از آن جمله عبارتند از: 1- حضرت آدم علی نبينا و آله و عليهالسلام در لحظهی توبهی خویش كه وقتی مقبول درگاه پروردگار واقع شد كه فرمود: «اللهم انی اسئلك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لی». 2- حضرت نوح علی نبينا و آله و عليهالسلام در هنگامه ترس شدید از بلعیدهشدن خود و همراهانش توسط امواج خروشان اقیانوس غیرقابل تصویر و تصور فرمود: «اللهم انی اسئلك بحق محمد و آل محمد لما انجیتنی من الغرق». 3- حضرت ابراهیم علی نبينا و آله و عليهالسلام در لحظهای كه توسط منجنیق در میان كوه بزرگی از آتش كه شعلههای آن به آسمان زبانه میكشید فرو افتاد، فرمود: «اللهم انی اسئلك بحق محمد و آل محمد لما انجیتنی منها». 4- حضرت موسی علی نبينا و آله و عليهالسلام آن ثانیهای كه مأمور شد تا عصای خویش را به زمین بیاندازد و چون چنین كرد و آن را به صورت اژدهایی وحشتناك و دهشتزا ملاحظه كرد، فرمود: «اللهم انی اسئلك بحق محمد و آل محمد لما امنتنی». 5- حضرت عیسی علی نبينا و آله و عليهالسلام علاوه بر آنچه كه بارها و بارها بشارت ظهورش را داده است، میبایست در وقت ظهور آخرین فرزند برومند و معصوم فرزندش سلامالله علیه و علیها، در ركاب حضرتش سربازی كند. آیا این از عجایب روزگار غدار نیست كه كمتر از ذرهای كه هيچ است و هيچ، بخواهد از بزرگتر از خورشید و ماه و ستارگان بگوید و از كل اقیانوسها و دریاها بنویسد و او را كه صاحب هستی و عقل كل است و همه چيز و همه چيز، توصیف نماید، و از شخصيت شخيص و بی بديل و بی نظيری سخن براند كه: 1- در لحظه مباركهی تولد میمونش كه در سحر هفدهم ربیعالاول عامالفيل بود، آسمان مكه نورباران شد. 2- ابلیس و ایادیش آن شب تا به صبح حیران و سرگردان ماندند. 3- تمامی بتهای سراسر بتخانههای جهان آن روزگار، سرنگون شدند. 4- چهارده كنگره از ایوان بلند و بزرگ و مستحكم كسری، فرو ریخت. 5- آتشكدهی فارس كه هزار سال خاموشی به خود ندیده بودند، خاموش و خاكستر شد. 6- دانش كاهنان به جهل مطلق مبدل شد. 7- سحر ساحران سراسر عالم به كلی باطل شد. 8- حاكمان ستمگر همه دنیای آن روز لال شدند و ساعتها از تكلم عاجز ماندند. 9- دریاچهی ساوه به ناگه به بیابانی برهوت تبدیل شد. 10- وادی سماوه به یكباره مبدل به دریاچهای جوشان و مواج گردید.
11- مادر مكرم و معظماش پس از ولادت باسعادت آن بزرگ انسان كامل جهان آفرینش فرمود: در وقت تولد خجستهاش، بلافاصله دستهای مبارك خویش را بر زمین نهاد و سر مقدس خود را به سوی آسمان بلند كرد و آنگه از من (آمنه) نوری تابش كرد و سپس مستمع این كلام گهربار بودم كه كسی خطاب به من میفرمود ای آمنه، تو سرور و سالار مردمان جهان را به دنیا آوردهای، نام مبارك او را «محمد» كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، بگذار. 12- ورود ابلیس لعین به هر هفت آسمان ممنوع شد و این در حالی است كه در وقت ولادت عیسی علی نبينا و آله و عليهالسلام ، ورود آن ملعون به سه آسمان ممنوع شده بود. 13- خداوند با تأكید مؤكد فرمان صادر كرده است كه ای مؤمنان و مسلمانان بر پیامبر عظیمالشأن من و اهل بیت مطهرش، سلام و درود بفرستید كما این كه من و ملائكهی مقربم، بر حضرتش صلوات میفرستیم. 14- كسی است كه اگر به بركت وجود بابركتش نبود، خداوند تبارك و تعالی هرگز جهان هستی را خلق نمیكرد و ترانهی پر ترنم: «لولاك لما خلقت افلاك» حديث قدسی را برای او سرودهاند. و صدها مورد دیگر از این نمونهها وجود دارد كه در این مجال نمیگنجد و توان سپردن آنها به این اوراق نمیباشد. بلی، سرور و سالاری كه: الف - در كودكی با جملهی همسالان خود تفاوتی از زمین تا آسمان داشت. ب - هرگز چشم احدی از مردمان به زیارتش روشن نشد مگر این كه او را مرتب، نظیف و زلفشانهكرده به تماشا نشست. در نوجوانی لقب بینظیر «امین» را از سید قریشی و سیاه حبشی و نصرانی و یهودی، كافر و مشرك ارباب و برده دریافت كرد و قصهی تاریخی و شنیدنی آن راهب مسیحی را در تاریخ زندگانی سراسر نور خود ثبت و ضبط كرد. ج - همو كه در بیستوپنج سالگی در كمال طهارت، شرافت و سادگی و صلابت با بانوی بزرگ تاریخ بشر خدیجه كبری پیمان مشترك بست و در سیوچند سالگی خانهی خدا، كعبهی معظمه را مرمت كرد و با تدبیر آن نشانكرده خدا كه دستور داد كه سران تمام قبایل عرب اطراف پارچهی مباركهای را بگیرند كه حجرالاسود مقدس، با دستان توانمند و خدایی كسی كه پیامبر خاتمش شد، بر آن قرار گرفته بود و سران همه قبیلههای عرب آن روز سرزمین وحی كه برای نصب حجرالاسود قصد جان يكديگر را كرده بودند، آن پارچه مبارك و مقدس را از زمین بلند كردند تا با «ید الله فوق ایدیهم»، در مكان مخصوص خود در دیوار بوسيدنی كعبه نصب گردد. د - همان عزیز، سرور و مولایی را منظور است كه سالیان متمادی در كنار كوه نور میایستاد و بندگان خدای سبحان را در حد وسع اطعام میكرد و بهكرات بر دامنهی «جبل نور» صعود میفرمود و با ذهن خلاق و مولد و مغز متفكر خویش به كهكشانها و لاهوت كه اعلی علییین است عروج میفرمود و در آیات و بیانات الهی سیر و سلوك داشت. ه - آن سید و سالاری را میگویم كه در سال اربعین عمر مباركش گوشهای پاك و الهیاش شنیدند كه «روحالقدس» كه همان امین وحی الهی است به محضر مباركش در حرای مقدس نزول اجلال فرمود و خطاب به حضرتش فرمود: یا محمد بخوان و در پاسخ به پرسش برگزیدهی خاص خدا كه پرسیده بود چه چیزی را بخوانم و حضرت جبرئیل علیهالسلام فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم، «اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم)». علق/آیات5-1) آری، محمدبن عبدالله پس از اینكه از 25 سالگی تا چهل سالگی هر ساله حداقل سیروزش را در كنار جبل نور و در جوار غار حرا كه مشرف بر كعبهی معظمه بود، در آفاق الهی سیر میكرد و از وضعیت بندگان خدا رنج میبرد و با خدای خویش بدور از ساز و آواز عرب، راز و نیاز میكرد، روحالامین بر حضرتش نازل شد و فرمود : بر زبان مبارك جاری بگردان آنچه را خداوند فرموده است: إقرء، یعنی بگو آنچه را كه خدا فرموده است، بخوان به معنی اصطلاحی آن قطعاً منظور نیست، زیرا خدا از هر كس دیگر به امیبودن پیامبرش داناتر است و مطمئنا «تكلیف ما لایطاق» نكرده و نخواهد كرد و بدین جهت است كه ما میگوییم حضرت جبریل چنان فرمود كه به اختصار تقدیم شد. بلی بنا بر ابياتی پر محتوا از نظم زیبای شاعر معاصر، استاد شاهرخی كه سروه است: بخوان به نام خدایـی كه رب ما خلق است - پدید آور انسان ز نطفه و علق است بـخوان كه رب تو باشد ز ما سوا كرم - كـه ره نمود بشر را، به كاربرد قـلم به گوش هوش چو این نغمه سروش شنید - هزار چشمه نور از درون او جوشید ز قید جسم رها شد، به ملك جان پیوست - شكست مرز مكان را، به لا مكان پیوست درون گلشن جانش شكفت راز وجود - گشود بــال در آن دم به بارگاه شهود به بزم غیب چو تشریف قربتش دادند - در آن مشاهده منشـور عزتش دادند چــو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد _ غبـار غم، بشد زایل از دل احـمـد و سرانجام پس از حامل شدن به اولين وحی الهی، از غار حرا به عنوان «رسول رب العالمین» به سوی منزل مبارك خدیجهی عظمی سلاماللهعلیها روانه شد و در حین عبور تمام موجودات هستی اعم از جاندار و بیجان، نبات و شجر، كوه و صحرا در برابرش با تعظیم و تكریم میسرائيدند: «السلام علیك یا رسول الله» و چون به خانه رسید و داستان راستان این برگشت اختصاصی از حرا را برای همسر همراه و همدلش بیان فرمود، شنید كه شریك زندگیش میفرماید: «یا رسولالله» من سالها منتظر چنین خبری بودهام زیرا یقین داشتم كه در جهان خلقت كسی بهتر، بزرگتر، بزرگوارتر، فهیمتر، حلیمتر، علیمتر، شریفتر از تو پیدا نمیشود و اگر تو مأمور هدایت خلق الله نمیشدی پس چه كسی میتوانست سزاوار چنین رسالت خطیری میباشد. «او» كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، وقتی مأموریت یافت كه بشریت را از جهل و بتپرستی، خرافه و سحر و ساحری رهایی بخشد، كه در طول «چهل» سال زندگی پرخیروبركتش، حتی یك نگاه آلوده، یك كلام نسنجیده، یك اشارهی ناشایست، یك كلمهی دروغ، یك لحظه غفلت، یك روز بیتوجهی، یك دقیقه معصیت و یك ثانیه بتپرستی و خلاصه یك منكر، و یا مكروهی در كارنامهی درخشان و سراسر عشق، طهارت، شرافت، فضیلت، صداقت و شجاعتش، ثبت نشده است و اشراف و بردگان نیز بر امینبودن و امانتداریش شهادت میدادند و پسوند «امین» را آنان به اسم مباركش اضافه كردند و بدین وصف از دیگران ممتازش ساختند، «محمد امین». آنچه مسلم است این است كه بعثت رسول معظم اسلامی در هنگامهای رخ داد كه بشریت در حضیض ذلت و نهایت انحطاط قرار گرفته بود. به راستی با نگاهی گذرا به وقایع دوران قبل از ظهور اسلام عزیز در مییابیم كه ساكنین شبه جزیره عرب و سرزمین مقدس وحی و مردمان كل جهان به معضلاتی از قبيل آنچه را مورد اشاره قرار میدهد گرفتار آمده بودند: - جنگهای قبیلهای دهها و بلكه صدساله را، از افتخارات خود میپنداشتند. - اشرافیگری را یك اصل اصیل زندگی منحط خود میدانستند. - در كنار كعبه روزگار میگذرانیدند و دستورات شیطان را اجرا میكردند. - علما را میكشتند و حكیمان را برنمیتابیدند و زندگی خویش را با انواع گناهان كبیره و صغیره تباه ساخته و مكان معیشت خود را به منجلابی عمیق و طویل تبدیل كرده بودند كه بوی گنداب اعمال و رفتار جاهلی آنان مشام تمام نیكوكاران و درستكاران دیگر نقاط جهان را مشمئز میكرد، و چه زیبا فرموده است آن شاعر شیرینسخن و ولایی جیرفتی(علیجان سلیمانی) خطاب به امام حسین علیهالسلام كه : جد تو حسین ز سمت نور آمده بود ــ همواره به جنگ زر و زور آمده بود بر یاری دختری كه میشد آن روز ــ با دست پدر زنده به گور، آمده بود - جمعی از آنان به اصطلاح یهودی و تعدادی نیز مسیحی بودند و در مقابل رقم مشركان و كافران توان دفاع از دین خود را نداشتند. - تقریبا تمام مردمان آن روزگار تا قبل از بیستوهفتم رجبالمرجب سال چهلم بعد از عامالفیل، یا بتپرست بودند و یا اسیر و برده و يا چون ابرههی جنایتكار بر قوم و قبيلهی خود جور و زجر روا میداشتند. - در اثر غلبهی جهل و حمیت جاهلی مشی و منش درندگان را در پیش گرفته بودند و به مثل چهارپایان دنیا در آخور و جنگل خلاصه كرده بودند. - آنچنان در منجلاب پستی و پلشتی غوطهور شده بودند كه خون و خونریزی جزو افتخاراتشان محسوب میشد و كشتن دختران بیگناه، موجبات لذت آنان را فراهم میكرد و به زندهبهگوركردن دختركان معصوم بر یكدیگر فخر میفروختند. - قطع رحم عادتشان بود و به ظلم به همنوعان خود مباهات میكردند. - زورگویان قدارهبند و ثروتمند را بر مستضعفین و مستمندان مسلط میساختند و بردگان را جزو انسانها به شمار نمیآوردند. - انحطاط تا به آنجا پیش رفته بود كه انسانهای شریف را میكشتند، دشمن سرسخت دانشمندان بودند و از حكیمان و فرهیختگان میهراسیدند و بساط علم و تحقیق و اندیشیدن را از خود دور كرده بودند و بهترین و مهمترین تفریح آنها قماربازی بود كه حتی بعضا ناموس خود را در قماربازی میباختند. - دهها و بلكه صدها خصلت زشت و خوی شیطانی دیگر را ملكهی رفتار و گفتار خود ساخته بودند و ظلم و جهل و جنایت بر تمامی ابعاد معیشت آن مردم از خدا برگشته و به سوی بت شتافته، سایه انداخته بود و كعبهی مكرمه نعوذبالله به بتخانه مبدل گشته بود و تا آنجا آلوده شده بود كه به تعداد روزهای هر سال بتی را در خانه خدا جای داده بودند و سالی حداقل 365 بت تراشيده به دستان تبهكار خود میپرستيدند. در چنین شرایطی خداوند منان و بلندمرتبه منت نهاد و كسی را برای هدایت و سعادت جملهی آن كسان مبعوث فرمود كه هیچ اندیشمند و فرزانه و نگارندهای نتوانسته است شمهای از عظمت و جلوهای از جلالت شأن و مرتبت حضرتش را به رشتهی تحریر درآورد و در قالب خطبه بگنجاند و فقط به قدر تشنگی خویش چشیدهاند و پی به كنه آن اقیانوس بیكران و ژرفای آن دریای خروشان نبردهاند. آری و به قول غزلسرای كم نظیر جهان اسلام حافظ شیرازی كه در حد وسع خويش كه دريا دريا ادبيات و عرفان و عروض و قافيه و رديف و استعاره و تلميح و ترجيع و رباعی و غزل شب و شمع و شراب و شوخچشمی بوده است: ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد چو زر عزیز وجودست شعر من آری قبول دولتیان کیمیای این مس شد و شاعر جليلالقدر ديگری انصافاً شاعرانه و عاشقانه میسرايد كه ای كاش نام مباركش را میدانستم كه فرموده است : نگارا جسمت از جان آفریدند ز كفر زلفت ایمان آفریدند جمال یوسف مصری شنیدیم ترا خوبی دو چندان آفریدند ز باغ عارضت یك گل بچیدند بهشت جاودان زان آفریدند غباری از سر كوی تو برخاست و زان خاك آب حیوان آفریدند سرا پایم فدایت باد و جان نیز كه سر تا پایت از جان آفریدند در این بخش سعی بر این است كه به صورت خلاصه درد سخت و بیماری مزمنی كه گریبانگیر قریب به یكمیلیارد و هفتصدمیلیون نفر مسلمان و بیش از 50 كشور اسلامی جهان شده است را فریاد كرد و از بزرگان آنان خاضعانه و خاشعانه درخواست كرد كه ای علمای مذاهب اسلامی بیایید و به محض رضای خدا و آقایی امت بزرگ اسلامی در جهان، دست از پارهای از ادعاهای خود بردارید و قول، فعل و تقریر علیبنابیطالب علیهالسلام و یازده فرزند برومند و معصومش صلواتاللهعلیهماجمعین را كه به عصمت و طهارتشان اذعان داريد، تمكین كنید و خود را جهت خدمت به خاتمالاوصیاء عجلالله تعالی فرجهالشريف، آماده سازیم تا شايد خداوند متعال فرج پر خیر و بركتش را نزدیك بگرداند. الف - ای دستاندركاران مذاهب عامه، شما كه خود به خوبی میدانید در هیچ یك از دیگر فرق اسلامی به غیر از شیعه همانند علامه مجلسی، شیخ طوسی، علامه حلی، مرتضی انصاری، علامه بحرالعلوم و علامه طباطبایی و امثالهم سلامالله عليهم اجمعين، وجود ندارد و پيدا نمیكنيد، چه رسد به همانند حضرت امام خمینی قدسسره كه جلوهای از نورانیت شب بیستوهفتم سال چهلم بعد از عامالفیل و نظیر حضرت آیتالله معظم خامنهای كبیر مدظلهالعالی، كه تجلیبخش بخش كوچكی از عظمت و كبریایی نگار بهمكتبنرفته و خطننوشتهی مسلمانان و مؤمنان جهان اسلام است و سیدحسن نصرالله حفظالله، كه اینك مایهی مباهات هر مسلمانی خصوصا اعراب و موجب افتخار هر شیعهای بالاخص لبنانیها شده است، به تصویر كشندهی قطرهای از دريای بیكران مجاهدت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلم همی باشد. ب - جملهی محققان و متفكران عالم میدانند كه بزرگترین دانایان عامه را نمیتوان با كوچكترین شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام مقایسه كرد و هرگز هیچكدام از آنها حاضر نشدند در مجالس مناظره با مصادیق واقعی «انما یخشی الله من عباده العلماء» شركت كنند و اگر هم در طول تاریخ چند مورد پیدا بشود شكست خود را پذیرفته و حقانیت شیعه را در ابعاد مختلف اذعان كردهاند. ج - نگارنده با جرأت تمام ادعا دارد كه مطمئنا هیچ اندیشمندی از مولویهای عامه حاضر نمیشوند مثلا با علامه حسنزاده آملی و یا فقیه برجسته جوادی آملی و یا مورخ كمنظیر جعفر سبحانی مدظلهمالعالی، به مناظره بپردازند زیرا خود آنها به خوبی میدانند كه بازندهی بزرگ میدان مناظره خواهند بود. د - بنابراین، این طلبهی بیبضاعت و مقدار عرضه میدارد كه ای بزرگان جهان اسلام كه كتاب ما قرآن، قبلهی ما كعبه و پیامبر بزرگ ما محمدبنعبدالله صلیاللهعلیهوآلهوسلم است و جملگی میدانیم كه لیبرالیسم غربی و سكولاریسم جهانی و صهيونيزم بينالملل، قصد جان نه فقط جمهوری اسلامی ايران و حزبالله لبنان را دارند بلكه قصد جان اساس اسلام را كردهاند و عزم شوم خود را بر نابودی قرآن و قبله و مكه و مدينه، جزم ساختهاند، به محض رضای خدا بياييد و دست از این اختلافات جزئی برداریم كه البته ما هرگز به درستی ادعاهای بزرگان شيعه شك نداريم و تا كنون هيچ يك از بزرگان عامه هم آنان را مجاب نساختهاند و بدين سبب است كه میگوييم مناظره، مناظره. بلی اختلافاتی همانند: - آیا رسول خدا كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، دستبسته نماز میخواند و یا شیعیان همانند حضرتش نماز میگذارند. - آیا منظور از آیه شریفه «ان الله و ملائكته یصلون علی النبی ....» «اللهم صل علی محمد و آل محمد» است كه هست و یا«صلوا علی النبی»، كه حتماً نیست. - آیا ولادت ختمیمرتبت كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، دوازدهم ربیعالاول است كه نیست و یا هفدهم آن ماه بزرگ و مبارك است، كه هست. - آیا قرآن دفعی نازل شده است و یا تدریجی؟، و اين اختلاف در حالی خودنمايی میكند كه در نزول تدريجی قرآن كريم كه شروعش از روز مبعث میباشد و فرجام آن هم روز عيد غدير است، كمترين شك و شبههای وجود ندارد. البته نزول تدريجی قرآن با تنزيل دفعی آن بر لوح دل دريايی رسول خدا هم كه صلوات خدا و ملائكة الله و عباداللهالصالحين بر حضرت و خاندانش باد، در شب قدر و ماه مبارك رمضان، تباينی ندارد. - آیا بعثت در ماه ربیعالاول واقع شده است و یا ماه رمضانالمبارك و یا رجبالمرجب كه بدون هیچ گونه شك و شبههای در بیستوهفتم رجبالمرجب عامالفيل، انجام گرفته است. - آيا در پايان هر بارهی تلاوت قرآن مجيد بگوييم «صدقاللهالعلیالعظيم»، كه چنين است، و يا بگوييم «صدقاللهالعظيم»، كه به غير از نظر صائب و مستند بزرگان شيعه، هر كسی تصديق مینمايد كه كلمهی مباركهی «العلی» بر عظمت جمله میافزايد. - آيا بر خاك شكل گرفته و سفت شده «(مهر)»، میشود سجده كرد و يا شرك است كه واقعاً حرفی عجيب است. - آيا دست توسل زدن به دامان ملكوتی و كبريايی چهارده معصوم سلاماللهعليهم اجمعين، شرك به خداست!؟، و يا عمل به كريمه ی «يا ايهاالذين آمنوا وابتغوا اليهالوسيله»، است. در كمال احترام و ادب، برای اثبات ادعاهای خویش دلایل منطقی و عقلی بزرگان دینمان را بر رد مطالبی كه برخی از بزرگان عامه در رابطه با چگونگی شروع بعثت پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآلهوسلم و نزول قرآن مجید داشتهاند كه آیا معثت رسول خدا، از شب بیستوهفتم رجب آغاز شده و یا در شب قدر و ماه مبارك رمضان، تقدیم مینماید و مدعی است كه در بقیه موارد اختلافی نیز وضعیت همین است. در كمال بهت و اسف و شرمندگی باید پذیرفت كه حق و حقوق حقه و الهی پیامبر اعظم در قضیهی شروع وحی الهی و آغاز بعثت هم مانند سایر امور مشابه، نه این كه ادا نشده است بلكه بعضاً حریم پرحرمت و كبریابیاش هتك هم گردیده است. مثلا اكثر بزرگان اهل سنت برای اثبات ادعاهایی از قبیل: 1- پیامبر در پاسخ به امین وحی «روحالقدس» فرمود: «من خواندن نمیدانم». 2- جبریل علیهالسلام، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را سه مرتبه گرفت و سخت فشار داد تا آن حضرت توان خواندن را بدست آورد. 3- پیامبر مضطرب از كوه حرا به خانه آمد. 4- وقتی به خانه رسید گفت «زملونی، زملونی» «مرا بپوشانید – مرا بپوشانید». 5- به حضرت خدیجهی كبری علیهاالسلام فرمود: «از سرنوشت خود میترسم!». 6- حضرت خدیجه، آن حضرت را به نزد ورقه بن نوفل برد كه مردی غمگین، نابینا و مسیحی و جاهل بود. - آیا منظور از «اقرء» همین معنی مصطلح بوده است؟ كه قطعا چنين نبوده است زیرا خداوند حكيم و عليم و جبرئیل امين بهتر از هر كس دیگری میدانستند كه پیامبر خواندن و نوشتن اصطلاحی را بلد نبوده است. - آیا پیامبر كه سینهاش مالامال از آیات الهی است و قبل از بعثت بیش از 7 سال حالات و الهامات خاص بر او مستولی میشده است و امین مردم دوران خود بوده است و تدابیرش را همه قبایل عرب گردن مینهادند، نمیتوانست به همراه امین وحی پنج آیهی اول سورهی «علق» را تكرار كند؟!. - آیا حضرت «روحالقدس» پیام الهی را بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع كرده است كه حقیقتا بعید است. - آیا بزرگان عامه كه نام آنان را ذكر نمیكنیم، منبع و مأخذی به غیر از سخنان «عایشه» داشتهاند و آيا آنها را ارائه كردهاند، كه چنین مطالبی نامربوط را در خصوص بعثت پیامبر اعظم بیان كردهاند. مواردی مانند اضطراب، ترس، مرا بپوشانید كه هیچ كدام اینها در شأن عقل كل و متوكل بزرگ و مؤمن راستین و تجلی خدا در زمین نبوده است. - عایشه كه سالها بعد از واقعهی مباركهی بعثت به دنیا آمده است چگونه میتوانسته چنین ادعاهایی را داشته باشد؟، ضمن اينكه مفتیهای عامه بايد پاسخ بگويند كه اسناد عايشه به كدامين اسناد قابل اثبات بوده است؟. و اختلاف دیگری كه قابل تأمل است عبارت است از: 1- پيروی بعضی از بزرگان عامه بر خلاف برخی ديگر از آنان، از قول اجماعی علمای شیعه حول آعاز بعثت و حتی یك مخالف هم در میان آنان وجود ندارد فرمودهاند بعثت در 27 رجبالمرجب و در اربعين عمر پر بركت رسول خدا صلیاللهعليهوآلهسلم،واقع شده است. 2- بسیاری از مفتیها و مولویهای عامه ابتدای بعثت را در ماه رمضانالمبارك ذكر كردند ولیكن راجع به روز خاص آن كه آیا بیستم و یا بیستوچهارم و یا بیستوهشتم رمضانالمبارك بوده است اختلاف جدی دارند. 3- برخیها هم كه بعثت را در ماه ربیعالاول ادعا كردهاند. و اما مدارك اين اقوال: مدرك ما شيعيان كه مدعی 27 رجبالمرجب هستيم، رواياتى میباشد كه از اهل بيت عصمت و طهارت رسيده است، مانند رواياتى كه مرحوم شيخ كلينی ره در كتاب شريف كافى از امام صادق عليه السلام و فرزند بزرگوارشحضرت موسى بن جعفر عليهما السلام روايتشده،و همچنين آن روايتى را كه از امام صادق عليه السلام در امالى شيخ(ره) نقل شده است و از آنجا كه«اهلالبيت ادرى بما فى البيت» گفتار آنان براى ما معتبر است. و اما برادران اهل سنت كه عموماً ماه مبارك رمضان را تاريخ بعثت دانستهاند مدرك آنها در اين گفتار اجتهادى است كه كردهاند و از نظر علمای شيعه مخدوش و مورد مناقشه است، و آن اجتهاد عبارت است صغری و كبری استدلالشان كه منتج به نتيجهگيری غلط آنان شده است.زيرا طبق آيه شريفهی: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن...» قران در ماهمبارك رمضان انجام شده و شروع قرآن هم همزمان آغاز بعثت بوده است پس بعثت در رمضانالمبارك بوده است، و نتيجهگيرى به دو جهت محل بحث است: اول، اينكه معمولاً آياتی كه كلمهی «انزال» در آنها به كار رفته است، مطبق رأی و استدلال بسياری از علمای مسلط بر تفسير و ادبيات راجع به نزول دفعى قرآن مجيد است. دوم،اين ادعا با ادعاهای اكثر علمای اهل سنت مباينت دارد كه گفته و نوشتهاند كه بعثت رسول خدا در آغاز بصورت رؤيا و در خواب شروع شد و آنگاه بعد از گذشت ماهها كه از شش ماه تا سه سال ذكر كردهاند، در هنگام بيدارى و در غار حراء توسط حضرت جبريل به پيامبر اعظم رسماً و به صورت علنی آغاز شد. از باب «ختامه مسك» رباعی بانو بیبی فاطمهی رفسنجانی شاعرهی دوران قاجار را جهت توسل به دامان دلبر و دلدار الهی برای رفع حوائج اهل اسلام و ايمانی كه اين مقاله را ملاحظه میفرمايد، تقديم میدارد: دوش ديدم دلبرم گيسو به دوش انداخته - زين بدوش انداختن خلقی بجوش انداخته هر شكنج زلف مويش حاجتی سازد روا - حاجت ما را چرا در پشت گوش انداخته بدان اميد كه آن عزيزی كه فرمود : «انی بعثت لاتمم مكارمالاخلاق» مار در نزد خداوند كريم و ودود شفاعت كند تا توفيق متخلق به اخلاق الهی و محمدی رفيقمان گردد، انشاءالله تعالی و بمنه و كرمه. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والسلام عليكم و علی جميع عباداللهالصالحين و رحمةالله و بركاته حجتالاسلام والمسلمين علی زادسر جيرفتی، در مفاله ای كه برای خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) ارسال كرده به تبيين ابعاد مختلف مبعث رسول مكرم اسلام(ص) پرداخته است. متن اين مقاله به شرح زير است. ادامه . . . تا نگردی آشنا، زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم، نباشد جای پیغام سروش .، . . . حالا سر عدد «چهل» چيست؟، الله اعلم، چهل را راز و رمزی دگر است و تاكنون احدی از رازش آگه نگشته است و هیچكس نیز رمز آن را گشایش نكرده است. اجمالاً خوانده و شنیدهاند، به قلم علی زادسر جيرفتی :: ا ادامهی مطلب ويژه نامهی ميلاد نور صلی ا . . .عليه و آله وسلم . ادامه . . . ويژه نامهی ميلاد امام صادق عليهالسلام . ادامه . . . بازدید: 1322
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |